|
قدم به قدمش نوشته دور زدن ممنوع ....(-_-)
|
||||
|
|
||||




+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط آیدا
|

زندگی تکراریست 
خنده ها تکراری گریه ها تکراریست 
من در این تکرارها مانده در بهت و سکوت 
دیگران می خندند و دلم می داند که چقدر تکراریست 
همه جا غرق سکوت 
کوچه ها رو به غروب همه جا تاریک است 
پیش رو تاریکی پشت سر تاریکی 
دل من می ترسد 
ترس هم تکراریست .... 
زندگی تکراریست 
خنده ها تکراری گریه ها تکراریست 
من در این تکرارها مانده در بهت و سکوت 
دیگران می خندند و دلم می داند که چقدر تکراریست 
همه جا غرق سکوت 
کوچه ها رو به غروب همه جا تاریک است 
پیش رو تاریکی پشت سر تاریکی 
دل من می ترسد 
ترس هم تکراریست .... 
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط آیدا
|

+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 0:7 قبل از ظهر توسط آیدا
|

هميشــــــــــــــــه ميگفتم ... 
طلـــــــــوع رو دوست دارم ؛


زندگــــــــــــــــي رودوست دارم، 
اما ميدونـــــــــي ..راستشو بخواي ..


. طلـــــــــوع رو توي نگاه چشماي قشنگت.
..
و زنــــــــــــــدگي رو در کنارت ميخوام ...

دوســـــت دارم يه شب تا صبح بشينم 
و فــــــــــــقط چشماتو نگا کنم

تا باوركنم چگونه ديدن و 
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط آیدا
|
